سینمای مدرن

سینمای کلاسیک چیه؟! _ آموزش خلاصه سینمای کلاسیک

۱۳۹۹-۰۱-۰۹ ۰ دیدگاه

توی این قسمت از آموزش کارگردانی سینما، معنی و مفهوم سینمای کلاسیک رو به صورت خیلی خلاصه بررسی می کنیم. همیشه کارگردانهای تازه کار به دنبال شناخت ساختارهای سینمایی هستن که بتونن با این شناخت راه خودشون رو پیدا کنن.

اما خیلی وقتها شناخت اشتباه و نادرست از این مفاهیم پایه ای باعث می شه که کارگردان راهش رو کلا اشتباه بره و ادامه کارش با مشکل مواجه بشه!

البته این آموزش یه معرفی خیلی کلی و مختصر هستش و در آینده خیلی مفصلتر و کاملتر در موردش حرف می زنیم.

سینمای کلاسیک چیه؟!

سینمای کلاسیک یکی از انواع سینما هستش، مثل سینمای مدرن که اون هم یه نوع از ساختار سینماست. کلمه سینما، اینجا به معنی گروهی از فیلمها و نحوه ساخت این گروه از فیلمهاست، نه سالن سینما! یعنی گروهی از فیلمهایی که یه مشابهت هایی دارن و با یه فرمول کلی ساخته میشن. البته این فرمول کلی بعضی وقتها استثنائاتی هم داره، اما اکثریت فیلمهای این نوع سینما از این فرمول پیروی می کنن.

سینمای کلاسیک اساسی ترین شکل فیلمسازیه! یعنی چی؟ یعنی اولین شیوه فیلمسازی که سینما باهاش شروع شد! (فیلمهای اولیه تاریخ سینما رو فعلا نادیده بگیرین)

حالا کمی در مورد ویژگی های سینمای کلاسیک صحبت می کنیم

داستان پردازی در سینمای کلاسیک اهمیت داره!

 

حرف اول و آخر رو قصه می زنه!

سینمای کلاسیک بر اساس قصه بنا شده! یعنی فیلم باید یه داستان رو برای بیننده ها تعریف کنه، با اون قصه بیننده ها درگیر فیلم می شن و تا آخر با قصه همراه می شن.

بیننده ها دوست دارن سرنوشت قهرمان فیلم رو بدونن و بفهمن که زندگی قهرمان به کجا رسید و آیا به هدفش رسید یا شکست خورد. چون انسانها همیشه دوست دارن قصه بشنون و جذابیت اینکه این قصه به کجا ختم می شه از همه چی قوی تره!

قهرمان، قهرمان، قهرمان!

سینمای کلاسیک حتما قهرمان داره! یعنی کسی که داستان فیلم در مورد اونه. اتفاقها برای اون    می افته و زندگی اون در خطره! در آخر هم این قهرمان با کارهایی که می کنه، نتیجه داستان و عاقبت فیلم رو رقم می زنه.

البته شاید توی بعضی از فیلم ها قهرمان یه نفر نباشه و چند نفر و یا یه گروه باشن. اما همیشه قهرمان داره یه کاری انجام می ده که به یه نتیجه ای برسه، حتی اگه کارش غلط باشه! اما یه کاری انجام می ده و سرجاش نمی شینه.

البته این رو دوباره تکرار می کنیم که قهرمان فیلمهای کلاسیک یه آدم فعال و هدفمنده! چون یه اتفاقی توی فیلم براش می افته و حل کردن اون اتفاق می شه هدف اون قهرمان و هدف فیلمی که بیننده ها می بینن!

این نکته رو هم بدونین که شخصیت و حال و هوا و نیازهای قهرمان فیلم های کلاسیک همیشه تغییر می کنه! یعنی اگه شخصیت قاتل و جنایتکاره، می فهمه که این روش زندگی اشتباهه و باید شیوه دیگه ای برای زندگیش انتخاب کنه!

یا مثلا اگه شخصیت جاه طلبه، می فهمه که جاه طلبی عاقبت درست و خوبی نداره! البته انواع مختلف تغییر وجود داره که توی درسهای فیلمنامه نویسی بعدا در موردش صحبت می کنیم.

قهرمان ها رو بشناسیم

ویژگی های قهرمان و شخصیت های دیگه توی فیلم های کلاسیک خیلی ساده تعریف می شن. یعنی مثلا می گیم که اون مَرد، آدم صادق و درستکاریه و علاقه زیادی به خانواده ش داره.

به این ترتیب ما می فهمیم که با آدم نسبتا خوبی سروکار داریم که خانواده دوست و درستکاره! (حالا می تونه بستر فراهم بشه برای اتفاقاتی که برعلیه اخلاقیات و ویژگی های اون آدم هستش)

دوربین آرام و ساکت!

چون سینمای کلاسیک از زمانی شروع شده که دوربین ها خیلی بزرگ بودن، اکثرا توی فیلم های کلاسیک دوربین رو سه پایه هستش و تکون و حرکت آنچنانی نداره!

البته هرجا لازم باشه، با دلیل و منطق داستانی، دوربین حرکت می کنه، اما توی موارد خیلی کم. چرا؟ چون سینمای کلاسیک به بیننده می گه بشین و همه چیز رو ببین! من همه چیز رو بهت نشون میدم، جوری که هیچ چیزی از نگاه تو مخفی نمونه!

پس بهترین راه برای نشون دادن همه چیز به بیننده، دوربینی هستش که حرکت نکنه و بیننده تمرکز داشته باشه که همه حوادث رو کاملا بررسی کنه.

اتفاق ها به نوبت می افتن!

توی سینمای کلاسیک زمان پیوسته و پشت سر هم هستش. یعنی اتفاق ها پشت سرهم نمایش داده می شن و اتفاقات داستان به هم دیگه وابسته هستن. یعنی دیگه تغییر ناگهانی زمان رو نداریم!

مثلا نمی تونیم بگیم که الان که سال ۱۹۷۰ میلادی، روز نهم از ماه سپتامبر هستیم، حالا صحنه بعد فیلم سال ۱۹۹۱ میلادی هستش و صحنه بعدی هم سال ۱۹۴۰ میلادی. (البته اینجا هم استثنائاتی وجود داره، اما کلا فیلمهای کلاسیک با زمان پیوسته داستان رو تعریف می کنن)

تنها چیزی که توی سینمای کلاسیک روند خطی داستان رو قطع می کنه، فلاش بک هستش!

فلاش بک یعنی یادآوری چیزهایی که در گذشته اتفاق افتادن. مثلا یه مردی که داره به یه سنگ قبر نگاه می کنه توی صحنه بعد توی خاطرات ۲۰ سال پیش همراه با همون شخصیه که مُرده!

علت و معلول!

سینمای کلاسیک یعنی فیلمهایی که توی اون فیلم ها زمان، پرش و بُرش نداره! یعنی چی؟ یعنی زمان یه خطه که داستان روی اون خط جلو می ره. یعنی وقتی ماجرای الف اتفاق می افته، باعث میشه ماجرای ب هم پشت سرش اتفاق بیفته. این یعنی روابط علت و معلولی!

علت همیشه یه آدم یا اتفاقیه که باعث چیزی می شه و معلول یه اتفاق یا یه آدمه که اتفاقی براش افتاده!

یه مثال

مثلا قهرمان یه فیلم رو در نظر بگیرین که می خواد برای پرداخت کردن یه صورت حساب کرایه خونه سنگین، تلاش کنه. اون قهرمان صورت حساب رو می بینه و خیلی می ترسه، چون پولی نداره که باهاش این کرایه خونه رو پرداخت کنه.

تا اینجا خیلی فاجعه اتفاق نیفتاده! اما زمانی که ببینیم که زن و بچه قهرمان فیلم معلول جسمی هستن و توی همون خونه زندگی می کنن و دیگه جایی برای زندگی ندارن، تازه فاجعه شروع میشه! حالا قهرمان برای پرداخت صورت حساب فکری به ذهنش خطور می کنه: نقشه دستبرد زدن به بانک شهر!

پس علت اینجا صورت حساب سنگین و اوضاع نابسامان خانواده اون قهرمانه که باعث می شه به فکر دزدی از بانک بیفته!

سینمای کلاسیک، سینمای جوابهاست!

توی انتهای فیلمهای کلاسیک هیچ سوالی نباید برای بیننده باقی بمونه! یعنی هر سوال و اتفاق و شخصیتی که وارد فیلم شده باید تکلیفش مشخص بشه!

دیگه توی انتهای فیلم کلاسیک نمی تونیم بگیم که خُب پایان فیلم، بازه! کارگردان اینطور فکر کرده که پایان باز برای این فیلم بهتره! توی آخر فیلمهای کلاسیک همه چیز باید حل بشه و تکلیف همه چیز باید مشخص بشه! هم هدف قهرمان، هم تکلیف داستان و هم شخصیتهای دیگه.

البته شاید توی یه فیلم قهرمان پیروز نشه و به هدفش نرسه، اما باید تکلیفش مشخص بشه که در آخر قهرمان به کجا رسید! پس سینمای کلاسیک، سینمای رسیدن به جوابه!

این قسمت از آموزش مقدماتی کارگردانی یه توضیح مختصری در مورد سینمای کلاسیک بود. البته اگه بخوایم در مورد سینمای کلاسیک خیلی مفصل بحث کنیم باید چند جلد کتاب بنویسیم! چون سینمای کلاسیک بخش اعظمی از سینمای جهان رو شامل می شه. پس به همون مقدار هم باید در موردش صحبت کنیم. البته این رو هم باید اضافه کنیم که معروفترین کارگردانهای جهان هم مربوط به سینمای کلاسیک هستن.

مثلا هیچکاک، چارلی چاپلین، جان فورد، ارسن ولز، مایکل کُرتیز، اسپیلبرگ و … همگی متعلق به سینمای کلاسیک هستن.

البته توی آموزشهای آینده هم به شیوه های کارگردانی و دکوپاژ سینمای کلاسیک می رسیم و هم فیلمنامه نویسی کلاسیک رو بهتون آموزش می دیم. بهتره که سینمای کلاسیک رو خیلی خوب بشناسین، چون همه چی زیر سر اونه!

پایان

www.saeedvaziri.com

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.